تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجو - زندگی تهرانی، تهران زندگی
من دلم را می نویسم. دلم خودش می نویسد.

زندگی تهرانی، تهران زندگی

1393/08/4 20:48

نویسنده : محمد رضا
ارسال شده در: دلنوشته ،
سلام!
اگر حداد عادل شرکت اپل بود الآن از من به خاطر این اسم شکایت می کرد و مطمئن می شد که دیگه هیچوقت با میهن بلاگ چیزی ننویسم...
خب بگذریم.
قضیه اینه که من دیشب رفتم یه جا مهمونی. با تندرو ها(BRT) هم رفتم اونجا. خب دوستان تهرانی می دونن که بی آر تی توی تهران بیست و چهار ساعتس. (چه خوبه!!)این خودش یه مزیته. یعنی یه سیستم حمل و نقل عمومی که تا حدود 12 شب اینا کار کنه یه نقطه ی قوت خیل بزرگ برای یه شهریه که کلی دانشجو توش زندگی میکنه. دانشجو هم که می دونید بدبخته... بیچارس... عاشقه و ... .
خب داشتم می گفتم. تهران از این جور نکات مثبت زیاد داره. یعنی اگر شما توی تهران یه کاری بخوایید بکنید می تونید انجامش بدید. no matter what!! مثلا اگر یه کتاب بخواید، توی انقلاب پیدا می شه. حتی اگر شده دست دوم( که این بلا سر یکی از کتاب های درسی این ترم من اومد. نمی خواستم تا محل ناشرش که ظاهرا حدود بیهقی می شه برم، پس دست دو خریدمش.)
خلاصه تهران پر از فرصته. اما از یه جهت دیگه بدی هایی هم داره.
اصلا چرا بگم؟ توی اولین فرصت سرتونو از نزدیک ترین پنجره بیرون بیارید و یه نگاه به آسمون بندازید، یه ذره هم گوش بدید. آلودگی. از همه نوعیش. توی هر شهر بزرگ هم طبیعیه.
خب پس چرا من این پستو زدم؟
سادس. خیلی دلم می خواست یه شکایت از مردم تهران بکنم. هرچند که مورد خطاب هام به احتمال زیاد این متنو نمی خونن.
قضیه اینه که اگر یک ساعت توی خیابون های تهران راه برید و به مردم نگاه کنید. رفتاراشون، نوع حرکتاشون، نگاه کردنشون، حرف زدنشون.... یه جوریه. نمایشیه. واقعی نیست. مثل یه سری آدم که عقده ی خود کم بینی دارن دلشون می خواد خودشونو شکل دیگران کنن یا به نمایش بذارن که :« آی مردم! این منم! من خوشگلم؟؟!!!»
آره دیگه. خلاصه تهران شهر خوبیه.
اما نه برای زندگی.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1393/08/4 21:23