تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجو - نقدی کوتاه بر فیلم آخر خط
من دلم را می نویسم. دلم خودش می نویسد.

نقدی کوتاه بر فیلم آخر خط

1393/07/24 00:41

نویسنده : محمد رضا

سلام!

یک نقد کوتاه روی فیلم آخر خط از یک آماتور. کارگردان فیلم مجتبی تواناست و نویسنده ی فیلم، رضا زنده جاه. ظاهرا نویسنده بعدا به عنوان یکی از شخصیت های فیلم (که اون هم از قضا نویسنده است) ایفای نقش می کنه.

خطر: ممکن است داستان فیلم لو برود!

اولین فرق یک فیلم و یک داستان ابعاد بیشتر فیلم است. به همین خاطر در یک فیلم اولین چیزی که جلب نظر می‌کند ابعاد اضافه ان است. 

در این فیلم در بحث صدا متوسط -نبست به سایر فیلم های ایرانی- عمل شده بود. مثلا با فیلمی در رده ی چ اصلا قابل قیاس نبود. چه از نظر آهنگ سازی و چه دیالوگ ها. هرچند رفته رفته با ادامه یافتن فیلم، دیالوگ ها کیفیت بهتری به خود گرفتند و از حالت عادی دیالوگ های غیر طبیعی و تکراری دور شدند. اما با این حال هنوز هم همان حالت ها در دیالوگ ها مشاهده می شد. البته این موضوع می تواند تا حدودی هم مربوط به تازه کار بودن بازیگر ها باشد.

مورد دوم تصویر است. صحنه ها، فیلم برداری ارتباط محیط ها با جو و کاراکتر ها متوسط اما قابل قبول بود. هرچند بعضی از سکانس ها با ضعفی عمده در این زمینه مواجه بودند که همان تک و توک موارد فیلم را خسته کننده می کرد.

البته با در نظر گرفتن فیلمنامه و موضوع آن فیلم با یک چالش جدی مواجه می شود. چرا که موضوع آن چیزی نیست نظر همگان را به خود جلب کند. داستان زندگی یک فرد که همه چیز را را در راه بازیگر شدن قمار کرده، برای علاقه مندان خیلی به سختی جذاب است. مثل داستان پسرک فقیری که می خواهد فوتبالیست شود. پرداختن این داستان های تکراری نیازمند چالش ها و افت خیز های خلاقانه است. درغیر این صورت هیچ فرقی با فیلم هایی که همه روزه میبینیم و به نوعی فیلم های کوچه بازاری( مثل داستان های کوچه بازاری) اند نخواهد داشت.  

در ضمن گره هایی که در داستان گنجانده شده بود چندان چالش انگیز و جذاب نبودند. 

اطلاعات بسیاری از فیلم که نویسنده داده بود، چندان لازم نبودند. مثلا کاراکتر مرضیه و عشق او برای بهروز عملا چیزی را به فیلم نامه اضافه نکرد. تنها یک عشق تکراری و شاید کلیشه ای را درباره بهروز در داستان گنجاند. که البته این در پایان یک نوع حس دلزدگی و انزجار را در بیننده ایجاد می کرد. 

گذشته از آن حرکات مردمان تازه به دوران رسیده را به نحوی بسیار افراطی وارد داستان کرده بود. به نوعی که انگار نویسنده از ابتدای داستان قصد داشته که یک خودروی لوکس را به هر قیمتی وارد داستان کند. شاید برای حرف همان تهیه کننده که یک ذره هم طنز توش بذار. وگرنه یک فیلم نرمال ایرانی معمولا آنقدر قوی نیست بتواند «بفروش» باشد. به همین دلیل حداقل از نظر من شاهد چسباندن مردم عادی به زندگی لوکس موناکو نشینان تهران می شویم.

در نهایت فیلم را به طور کلی می توان یک اثر نه چندان قوی و دلچسب ارزیابی کرد که طی آن سعی شده از همه ی عناصر ممکن، طنز، غم و ... استفاده شود.


همین!


پ.ن. 

هر کی ندونه فکر می کنه که با نویسنده یا کارگردان فیلم پدر کشتگی دارم... . ندارم آقا! فقط با یه داستان ضعیف مشکل دارم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1393/07/24 00:47