تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجو - دومین نگاره- درد دل یک دانشجو
من دلم را می نویسم. دلم خودش می نویسد.

دومین نگاره- درد دل یک دانشجو

1392/08/18 23:04

نویسنده : محمد رضا
ارسال شده در: دلنوشته ،
خیلی خوب یادمه از وقتی بچه بودم می گفتن درس بخون، می ری دانشگاه و موفق می شی.
اما الآن می بینم خودشون عقده ی دانشگاه رفتن داشتن. وقتی رتبه ی دانشگاهم رو بهشون گفتم، کف کردن... گفتن پس شریفی دیگه؟!
دلم می خواست با جفت مشت برم تو صورتشون. یکی کمه!
اما، زد و گفتیم و شنیدیم و آخر سر رسماً »تبعید« شدم به یک دانشگاه، ( البته بعد از رد کردن هفت خوان انتخاب رشته) بعدش یه کارت دانشجویی بهم دادن، با یه شماره دانشجویی که مثل IMEI موبایل می مونه... فقط کوتاه تره. منم شدم یکی از اونایی که سرشون رو می اندازن پایین و با جریان اجتماع یه راست می رن دانشگاه! اصلا اگر شده می رن آزاد دارغوز آباد که رفته باشن دانشگاه... غافل از اینکه بعد از کلی پور دور ریختن می فهمن دانشگاه هم همون دبیرستانه... فقط اینجا سر کلاسا یه دختر کنارت نشسته... که اونم اصلا و ابدا خوب نیست! مخصوصا اگر بخواید به درس استاد توجه کنید. شوخی نمی کنم. اصلا این محیطی که من از دانشگاه دیدم، دقیقا اون چیزی نیست که خیلی ها انتظار دارن.
دوستان فکر می کردن الان می رن سر کلاسای مختلط و... . اما در واقع از بدو ورود به کلاس باید دهنشون رو ببندن و به حرف استاد گوش بدن... به هر حال به نفع خودشونه دیگه! اگر استاده ناراحت یا عصبانی بشه ملت رو کتلت می کنه... کافیه بهشون صفر بده... نه اصلا یه شیش و پنج هم خوبه. حالا خدا کنه نه و هفتاد و پنج یا خود هفتاد و پنج صدم رو نده!

خب الآن من توصیه برادرانه دارم به هر کی این پستو می خونه.
آقا یا خانوم/ دختر یا پسری که اینو می خونی. اگر داری مثل گوش مخملی برای دانشگاه درس می خونی بدون دقیقا چرا داری این کارو می کنی. وگرنه می شی یکی از سیاهی لشکر هایی که هر سال وارد دانشگاه می شن؛ با سر بالا وارد می شن. میگن درس می خونیم، ارشد و دکترا می گیریم، اما بعدش... با کشتی به گل نشسته فرقی ندارن. چرا؟

چون فقط می رن دانشگاه. نه می دونن اونجا چیه، نه می دونن چی یاد می گیرن، نه سعی می کنن بیشتر یاد بگیرن. خلاصه این که چند سال از دوران طلایی عمرشون فنا می شه. درست هدف گذاری کنید که اگر احیانا اون طوری که قله گذاشته بودید برای خودتون نشد، بمونید که حالا چکار کنید...

همین!








دیدگاه ها : نظر:
آخرین ویرایش: 1393/07/24 00:44